Lightbulb معرفی مجموعه «مدرسه ی پرماجرا»

«مدرسه ي پرماجرا» از زبان «اِي.جِي» يكي از دانش آموزان مدرسه روايت مي شود.
او همه ي كتاب هاي مجموعه را با اين جمله آغاز مي كند: «من از مدرسه متنفرم» اما در واقع بدون اين كه خودش بداند، بهترين لحظات زندگي اش را در مدرسه و با هم كلاسي هايش مي گذراند.


انتشارات گام اكنون 12 جلد از اين مجموعه را منتشر كرده است.
«زنگ هنر»، «دانشمند ديوانه»، «بين دو نيمه»، «روز آخر مدرسه»،

«قهرمان مدرسه»، «جشن شكلات»، «بهترين فكر دنيا»، «زنگ شيرين كاري»، «شب شيطنت» و «معلم تازه كار»

زنگ هنر

«مدرسه ي پرماجرا» نام مجموعه اي از «دن گاتمن» است كه در آن اتفاقات عجيب و غريبي مي افتد.
«اِي.جِي» و «آندرا» دو شخصيت اصلي اين مجموعه، در «زنگ هنر» هم دست از لج و لجبازي برنمي دارند.
«اِي.جِي» از هنر بدش مي آيد. او وقتي معلم هنرشان، «خانم هانا» را مي بيند كه با چند قاب دستمال كهنه براي خودش لباسي دوخته است، بيش تر به اين نتيجه مي رسد كه هنر چيز مسخره اي است! اما برعكس «اِي.جِي»، «آندرا» كه-خيال مي كند همه چيز بلد است-، عاشق هنر است.
تقريباً آندرا هر چيزي را كه اي.جي بدش مي آيد، دوست دارد و همين موضوع هم در جلد سوم مجموعه ي «مدرسه ي پرماجرا» با عنوان «زنگ هنر» باعث اتفاقاتي مي شود. البته نقش «خانم هانا» را در اين اتفاقات نبايد ناديده گرفت.
او معلمي است كه حتي لباس هايش هم عجيب و غريب است. با قاب دستمال هاي كهنه كه از طريق اينترنت خريده براي خودش لباس مي دوزد و نه تنها هيچ وقت آشغال ها را دور نمي ريزد؛ بلكه با آن ها اثر هنري هم خلق مي كند. او فكر مي كند كه هنر مانند هوا همه جا هست و بچه ها براي خلق يك اثر هنري بايد از خلاقيت شان استفاده كند.
اي.جي هم گاهي از خلاقيتش استفاده مي كند:

«اميلي يواشكي گفت: «چرا نقاشي نمي كني اي.جي؟»
- سرت به كار خودت باشد كله پوك!
آندرا صدا زد: «خانم! اي.جي نقاشي نمي كشه.»
چقدر فضول است اين آندرا. حالا خانم هانا داشت به طرف ميز من مي آمد. آندرا برايم زبان درازي كرد.
خانم هانا گفت: «تو چيزي نكشيده اي اي.جي؟»
نمي دانستم چه كار كنم. نمي دانستم چي بگويم. مجبور بودم تند تند فكر كنم. بالاخره گفتم: «معلوم است كه كشيده ام. اين تصوير يك خرس قطبي سفيد است كه دارد توي برف ها بازي مي كند. برف ها هم سفيدِ سفيد هستند. تازه دارد... دارد بستني وانيلي هم مي خورد!»
لبخند گل و گشادي بر لب خانم هانا نشست و گفت: «خيلي قشنگ كشيده اي اي.جي! براي اين كار از خلاقيتت استفاده كرده اي!»
گرچه اي.جي در ابتدا فكر مي كند كه اين كلاس، بدترين كلاس هنر در تاريخ مدرسه است؛ اما در نهايت با كارهاي خلاقانه اي كه انجام مي دهد، يكي از برندگان مسابقه ي هنري مدرسه شود!

برخي عناوين اين مجموعه ي پرطرفدار هستند.

«دانشمند ديوانه» در مدرسه ی پرماجرا

«دانشمند ديوانه» يكي از كتاب هاي مجموعه ي «مدرسه ي پر ماجرا» است. بله، درست فهميده ايد، او اتومبيلي اختراع كرده كه با سيب زميني كار مي كند. آقاي داكر عجيب ترين معلم علومي است كه تا حالا ديده شده است.
  • اسم من «اي.جي» است و از مدرسه بدم مي آيد. به نظر شما حالا كه كتاب ها روي «سي ـ دي» چاپ مي شوند، ديگر يادگيري خواندن و نوشتن به چه درد مي خورد؟ يا درس علوم اجتماعي چه فايده اي دارد وقتي كه تمام اين چيزها سال قبل اتفاق افتاده اند و از دست ماهم هيچ كاري ساخته نيست؟ من كه از اين چيزها بدم مي آيد.
باز هم يك اتفاق عجيب و غريب در مدرسه ي پرماجرا!
«اي.جِي» كه اين ماجراها را تعريف مي كند مي گويد: «معلم علوم ما يك دانشمند ديوانه است. او آزايش احمقانه اي انجام مي دهد و مثل دانشمندهاي ديوانه ي توي فيلم ها از آن قهقهه هاي شيطاني سر مي دهد. گذشته از اين ها، او اتومبيلي اختراع كرده كه با سيب زميني كار مي كند. آقاي «داكر» عجيب ترين معلم علومي است كه تا حالا ديده شده است.»

اين كتاب 12 فصل دارد كه «علوم فقط به درد خل و چل ها مي خورد»، «انرژي سيب زميني»، «بايست، بيفت، غلت بزن»، «گردش علمي»، «علوم اصلا درس عادلانه اي نيست»، «خوش رفتاري با آندرا»، «آقاي داكر كيست؟»، «سر خود اين كار را انجام ندهيد»، «جاسوسي در خانه ي آقاي داكر»، «سيب زميني موبيل»، «وزوزها و بومپ بومپ هاي مغز من» و «بدترين لحظه ي عمر من» نام دارند.

«بین دو نیمه» در «مدرسه پر ماجرا» چه گذشت؟

ماجراهاي عجيب و غريب «مدرسه ي پرماجرا» ادامه دارد! در كتاب «بين دو نيمه» فصل مسابقات راگبي آغاز شده است. مربي جديد تيم ديوانه است. او «اي.جي» و دوستانش را مجبور مي كند در گل و لاي، دراز و نشست بروند و يك ماشين را از جا بلند كنند و ... صد ميليون سال ديگر هم نمي توانيد حدس بزنيد در روز مسابقه چه خواهد شد!

ايبنا نوجوان: ماجراي كتاب «بين دو نيمه» داستان تيم راگبي مدرسه ي پرماجراست كه باز از زبان «اي.جي» روايت شده است. (راگبي يا فوتبال آمريكايي، بازي محبوب آمريكايي هاست و در آن دو تيم روبه روي هم قرار مي گيرند. در اين بازي گل هنگامي اتفاق مي افتد كه هر يك از بازيكنان بتواند با توپ از خط انتهاي زمين حريف عبور كند. هدف همه ي بازيكنان اين است كه به هر نحوي مانع حركت بازيكن صاحب توپ شوند. اين بازي بسيار خشن است.)
تيم اين مدرسه، «
گوزن هاي شمالي» نام دارد و يك تيم هميشه بازنده است؛ اما مدرسه براي تغيير وضعيت تيم تصميم مي گيرد از يك مربي جديد استفاده كند. اين مربي جديد كسي جز خانم «هايات» نيست.
بچه ها از ديدن يك مربي زن در زمين بازي تعجب مي كنند؛ اما هر چه مي گذرد، معلوم مي شود كه خانم مربي واقعاً تصميم دارد تيم را به يك تيم برنده تبديل كند. بالاخره بعد از تمرين هاي بدني سخت و آموزش روش بازي، روز مسابقه فرا مي رسد و تيم حريف به زمين مي آيد.
تيم حريف «كوسه ها» نام دارد و جثه ي بازيكنانش دو برابر اي.جي و هم تيمي هايش است. هر دو تيم به زمين مي روند و بازي در نيمه ي سخت و هيجان انگيزِ نخست با نتيجه ي 77-0 به نفع تيم كوسه ها تمام مي شود. بچه ها كثيف و خسته وارد رختكن مي شوند.
اين صحنه را از زبان «اي. جِي» بخوانيد:
خانم هايات گفت: «نگران نباشيد، من يك نقشه ي جديد دارم.»
من گفتم: «نقشه ي جديد؟چه جور نقشه اي؟ ما هفتادو هفت امتياز عقبيم!»
خانم هايات گفت: «حالا وقت آن است كه از اسلحه مخفي مان استفاده كنيم.» و به طرف در عقب رختكن رفت.
دستش را روي دستگيره گذاشت و در را باز كرد. صد ميليون سال ديگر هم باور نمي كنيد چه كسي از در وارد شد... .
اسلحه ي مخفي ما «آندرا يانگ» بود! خانم كوچولوي عقل كل همه چيزدان، در حالي كه لباس ورزشي به تن داشت وارد اتاق شد!


«بين دونيمه» جلد يازدهم از مجموعه ي 12 جلدي داستان هاي «مدرسه ي پرماجرا» نوشته ي «دَن گاتمَن» است. «روژين شاملو» اين كتاب را به فارسي برگردانده و از تصاوير «جيم پيلوت»، تصويرگر نسخه ي اصلي كتاب براي نسخه ي فارسي آن استفاده شده است.

در «روز آخر مدرسه» چه گذشت؟!


همه منتظر روز آخر مدرسه هستند، خصوصاً «اِي.جِي» كه از مدرسه متنفر است و «آندرا» جانش را به لبش رسانده! «انجمن والدين پر حرف» هم مي خواهد به مناسبت فارغ التحصيلي بچه هاي كلاس دوم جشني با شكوه برپا كند. اما فقط حضور «اِي.جِي» به تنهايي مي تواند اين جشن را به يك آتش سوزي بزرگ تبديل كند!ايبنا نوجوان: ديگر كتاب بي كتاب، معلم بي معلم. امروز روز آخر مدرسه است و كلاس دومي ها به تعطيلاتي طولاني مي روند.
هيچ چيز به اندازه ي تعطيلات نمي تواند «اِي.جِي» را خوشحال كند گرچه وقتي مي خواهد بهترين خاطره اش از مدرسه را بنويسد اعترافي مي كند: «بايد اعتراف كنم هرچند از مدرسه بدم مي آيد؛ ولي در كلاس دوم، روزهاي خوشي هم داشته ايم.»

البته وقتي دانش آموزي مانند «اِي.جِي» در سالن غذاخوري جنگ غذا راه بيندازد، معلم جايگزين را از مدرسه فراري دهد و با كارهايش باعث گير كردن مدير مدرسه بالاي ديوار شود، معلوم است كه از مدرسه خوشش مي آيد.

حالا «اِي.جِي» فقط يك كار نكرده و آن تبديل جشن فارغ التحصيلي به يك آتش سوزي بزرگ است. گرچه كار او عمدي نبود؛ اما شايد اگر با احتياط تر رفتار مي كرد جشن به خوبي و خوشي تمام مي شد.

جريان دوازدهمين جلد «مدرسه ي پرماجرا» با عنوان «روز آخر مدرسه» از اين قرار است كه مادر «رايان» به تازگي در انتخابات رياست انجمن والدين پرحرف برنده شده و براي جشن فارغ التحصيلي بچه هاي كلاس دوم برنامه هاي عجيبي تدارك ديده است.

از پرواز هلي كوپتر و سخنراني آدم هاي معروف گرفته تا آزاد كردن پرندگان و روشن كردن شعله ي جاوداني دانش!
«همين كه وارد حياط مدرسه شدم، فهميدم كه اين مراسم عادي نيست. يك طرف حياط، صحنه ي بزرگي قرار داشت كه با تعداد زيادي چراغ روشن شده بود. يك پارچه نوشته ي بزرگ هم بالاي صحنه زده بودند كه رويش نوشته شده بود: فارغ التحصيلان عزيز تبريك مي گوييم!
تعداد زيادي بادكنك هم در اطراف صحنه آويزان كرده بودند. كنارش هم جاي باغ وحش مانندي با چند تا بز و مرغ و گاو و بسته هاي كاه بود.»

«اِي.جِي» به خاطر توصيه هاي پدر و مادرش سعي كرده پسر خوبي باشد؛ اما اگر حتي او نخواهد كه دردسر ايجاد كند، باز هم نمي شود!
خودش در آخر مراسم مي گويد: «روي هم رفته مراسم فارغ التحصيلي خيلي خوب برگزار شد، جز اين كه من زدم كاسه ي شعله ي جاوداني را انداختم، اميلي آتش گرفت، حيوانات باغ وحش خانگي فرار كردند و مدرسه تقريباً آتش گرفت. ولي چنين چيزهايي توي مدرسه ي الّامنتري اتفاق مي افتد!»

بچه ها! من كه دارم همه ي داستان را تعريف مي كنم! بهتر است كتاب «روز آخر مدرسه» از مجموعه ي «مدرسه ي پرماجرا» را تهيه كنيد و ادامه ي ماجرا را بخوانيد.

«روز آخر مدرسه» دوازدهمين جلد از مجموعه ي «مدرسه ي پرماجرا» نوشته ي «دَن گاتمَن» با ترجمه ي «محمود مزيناني» است.



تاريخ : دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ | 0:27 | نویسنده : selvapoornajafy and dangatman |
«مدرسه‌ي عجيب و غريب» عنوان مجموعه‌اي پانزده جلدي است كه به‌زودي با ترجمه‌ي «محبوبه نجف‌خاني» منتشر مي‌شود.
ايبنا نوجوان: «دن گاتمن» نويسنده‌ي آمريكايي، بعد از تجربه‌ي نويسندگي براي بزرگ‌ترها اين مجموعه‌ي طنز را براي نوجوانان نوشته و انتشارات افق به زودي اين مجموعه‌ي پانزده جلدي را با ترجمه‌ي «محبوبه نجف‌خاني» منتشر مي‌كند.

داستان‌هاي مجموعه‌ي «
مدرسه‌ي عجيب و غريب» در مدرسه‌اي مي‌گذرد كه نه تنها دانش‌آموزان، بلكه بعضي از كاركنان آن هم عجيب و غريب‌اند. مثلاً «خانم فابيان، سرايدار قهرمان» اين مدرسه است كه در زيرزمين مدرسه اتاقي سري دارد؛ اتاقي كه به گمان بچه‌ها جايي براي زنداني كردن آن‌هاست! 


«
خانم اسپاك، ناظم ترسناك» مدرسه بهترین شکلات‌های دنیا را دارد، ولی مردم می‌گویند که او جادوگر است و روح شوهرش در خانه پرسه می‌زند! حالا بچه‌هاي مدرسه بايد تصميم بگيرند كه آيا مي‌ارزد برای گرفتن شکلات توی تاریکی شب به خانه‌اش بروند يا نه؟

يكي از شخصيت‌هاي اصلي داستان‌هاي اين مجموعه «
اِي.جِي» از مدرسه متنفر است و البته نقش اساسي را در به وجود آمدن برخي اتفاقات داستان‌هاي مجموعه دارد. مثلاً در كتاب «دکتر فورمن مدیر پوست‌کَن»، «آقای ناوال»، مدیر باحال مدرسه، اخراج می‌شود. اي.جي با همكاري بقيه‌ي بچه‌هاي مدرسه نقشه مي‌كشند تا مدیر جدید را ذلّه كنند؛ چرا كه آن‌ها برای برگرداندن مدير قبلی چاره‌ی ديگری ندارند.

«
خانم ماركوزه، راهنماي موزه» هم ماجراي زماني است كه خانم ماركوزه بچه‌ها را به گردش علمي مي‌برد. قرار است بچه‌ها شب را در موزه سپري كنند، اما وقتي به حرف‌هاي خانم ماركوزه درباره‌ي زنده شدن اسكلت دايناسورها در نيمه‌های شب فكر مي‌كنند، از ترس‌شان همه‌ي موزه را به هم مي‌زنند. 


«
خانم ماتی، معلم قاتی پاتی» كتاب ديگري از اين مجموعه است. خانم ماتي معلم رايانه، غيرعادی‌ترين معلم عالَم است. او با انگشت‌های پایش تایپ می‌کند، کلاهی شبیه پنیر سرش می‌گذارد و حتی یک دوربین روی پشت لاک‌پشت می‌بندد! بچه‌ها فكر مي‌كنند كلكي در كار اين معلم است. شايد هم او براي دينا برنامه‌اي داشته باشد!

«
خانم بادي، نويسنده‌ي غيرعادي»، «خانم تيشين معلم جانشين»، «خانم فالكُن آشغال جمع‌كن»، «خانم براشت، معلم بهداشت»، «خانم دانته ما را دست انداخته»، «آقاي ناوال، مدير ناوال»، «آقاي ميچل، دانشمند خُل و چِل» و «خانم ليزار ما را گذاشته سر كار» كتاب‌هاي ديگري از اين مجموعه‌اند.

«مدرسه‌ي عجيب و غريب»‌ نوشته‌ي «دن گاتمن» را انتشارات افق منتشر مي‌كند.


تاريخ : یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ | 23:35 | نویسنده : selvapoornajafy and dangatman |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

statistics

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ